
فرخنده گرامی!
بهاران سرزمین ما با به یادآوری پرپر شدنت توسط اوباشان جهادی خجل میگردد، ما زنان افغان با سرنگون کردن سیاف، گلبدین، عبدالله، دوستم، خلیلی، محقق، عطا...، انتقام خونت را از این جانیان خواهیم گرفت.
فرخنده گرامی!
بهاران سرزمین ما با به یادآوری پرپر شدنت توسط اوباشان جهادی خجل میگردد، ما زنان افغان با سرنگون کردن سیاف، گلبدین، عبدالله، دوستم، خلیلی، محقق، عطا...، انتقام خونت را از این جانیان خواهیم گرفت.
هشت مارچ روز جهانی زن، روزی که با نام و یاد ستاره درخشان جنبش رهاییبخش زنان جهان کلارازتکین و دیگر زنان جسور دنیا گره خورده است، باز هم فرا رسید. ما زنان افغان در حالی به پیشواز این روز میرویم که زنستیزی و خشونت در گوشه و کنار سرزمین ما بیداد میکند. اشغالگران امریکایی یکجا با مزدوران داخلی شان اعم از طالب و داعش و جنایتپیشگان گردآمده در دولت دستنشانده، شنیعترین جنایت و دهشت را علیه زنان کشور ما مرتکب میشوند.
امریکا بعد از اشغال افغانستان، با رویکار آوردن ضدزنترین و پلیدترین نیروها و عناصر نظیر سیاف، قانونی، فهیم، خلیلی، عطا، محقق، دوستم، محمد خان، فاروق وردک، پیرمقل و دیگر جانیان، بزرگترین خیانت تاریخی را در حق مردم افغانستان و زنان آن نمود. این سرجنایتکاران از یک و نیم دهه بدینسو پیچ و مهرههای دولتهای دستنشانده امریکا را در افغانستان تشکیل داده مسبب اصلی سیاهروزی ملت ما بودهاند. موجودیت اینان در قدرت ضمنا زمینه رشد مجدد وحشیان طالبی را مساعد نمود که با انداختن زنجیر غلامی دستگاه تروریستپرور آی.اس.آی در گردن شان ملت ما را همه روزه غرق انتحار و انفجار و ماتم میسازند.
اگر به گزارشّها و سرویهایی که از سوی نهادهای بینالمللی انجام میگیرند توجه کنیم، متاسفانه هر سال آمار بربریت علیه زنان افغان بلند و بلندتر میشود. UNFPA (صندوق جمعیت سازمان ملل متحد) در پایان سال ۲۰۱۶ اعلام کرد که ۸۷ درصد زنان افغان در زندگی شان انواع بدرفتاریها از جمله خشونت خانوادگی، فزیکی، جنسی و روانی را تجربه کردهاند. «سازمان عفو بینالملل» هم از ثبت بالاتر از ۵هزار مورد خشونت علیه زنان در افغانستان طی سال ۲۰۱۶ گزارش میدهد. با وجود سرازیر شدن ملیونها دالر زیر نام محو خشونت علیه زنان، آگاهیدهی و بهبود وضع صحی و تعلیم و تربیه، هنوز هم زنان افغان بدترین و پایینترین موقف را در آمارهای معتبر جهانی دارا میباشند. «یوناما» در دسامبر سال گذشته گزارش داد که افغانستان مقام ۱۵۲ را در ردهبندی شاخص جهانی عدم تساوی جنسیتی از میان ۱۵۵ کشور حاصل نموده است. با وجود تکاندهنده بودن آمارها به صراحت میتوان اظهار کرد که اینها به هیچ صورت نمیتوانند وضعیت واقعی زنان افغان را بیان کنند، بدون شک صدها مورد ستم علیه زنان از چشم این گزارشها دور مانده است.
حاکمیت بنیادگرایان بخصوص خوکان جهادی در ۲۵ سال گذشته باعث گردیده تا کشور ما به مرکز تجاوز جنسی زنان و کودکان تبدیل گردد. در حالی که قوانین افغانستان عملی به نام تجاوز جنسی را به رسمیت نمیشناسد، صدها دختر و زن در این کشور قربانی آن اند. متجاوزان اکثرا اربکیها و افراد زورمندی اند که رابطه تنگاتنگ با سران جهادی مثل عبدالله، عطا، دوستم، پیرمقل، خلیلی، سیاف، کبیر مرزبان و... دارند. در این مورد میتوان از نمونههای تجاوز به مریم در ولسوالی زارع ولایت بلخ توسط قوماندان پولیس اکرم زارع از افراد نزدیک به عطا، تجاوز و قتل شکیلا در مرکز ولایت بامیان توسط واحدی بهشتی عضو شورای ولایتی بامیان و برادر فکور بهشتی عضو پارلمان، تجاوز به بشیره دختر ۱۲ ساله در ولایت سرپل توسط پسر پاینده محمد عضو پارلمان، تجاوز و قتل زینوره در تخار توسط خواهرزاده کبیر مرزبان عضو پارلمان وغیره نام برد
خشونت خانوادگی و ازدواج زیر سن از موارد دیگریست که هرروز صدها زن افغان قربانی آن میگردند. بعد از زجرکش شدن فرخنده، کشتن و سوزانیدن زنان به امر عادی مبدل شده و مطبوعات از آنها به عنوان یک خبر حاشیهای یاد میکند. لیکن به یاد داشته باشیم که خشونت خانوادگی و یا خودکشی زنان بعلت ناامیدی مفرط در افغانستان -مانند سایر نقاط دنیا- امر آسمانی نبوده بلکه حاکمیت چندین ساله نظامهای خاین و ضدزن باعث شیوع لجامگسیخته این پدیده گردیده است.
با وجود وضعیت هولناک زنان افغان، سران دولت دستنشانده و خاینپرور ع و غ مدام در پی چانهزنی برای بدست آوردن بیشتر قدرت و سرمایه بوده و فقط گاهگاهی اکتهای تهوعآور دفاع از حقوق زنان مینمایند که البته پشیزی ارزش ندارد. دولت امریکا و دیگر متحدان غربیاش به کمک دستگاههای تبلیغاتی شان اشغال افغانستان را زیر نام «نجات زنان افغان» توجیه میکنند و گدیگکهای افغانی، زنان پارلماننشین و ان.جی.اویی را هم در این زمینه به خدمت میگیرند، اما حالا این نکته به تک تک مردم افغانستان روشن شده است که این گدیهای امریکا فقط نوکران سرسپرده بوده و دنبال منافع خود میباشند.
خواهران عزیز،
«جمعیت انقلابی زنان افغانستان» (راوا) به همهی شما ندا سر میدهد که رهایی ما به مدد نیروی اشغالگر و دولت دستنشانده جهادیها و طالبیها ناممکن میباشد. رهایی ما فقط با رزم و پیکار بیامان خود ما میسر است و بس. بیایید در این روز، یکبار دیگر پیمان مبارزه را علیه نیروهای اشغالگر و چاکران بنیادگرا و غیربنیادگرای داخلی شان ببندیم تا ماهیت واقعی و انقلابی این روز را پاس داریم.
«جمعیت انقلابی زنان افغانستان» (راوا)
۸ مارچ ۲۰۱۷ – ۱۸ حوت ١۳٩۵
زمونږ په هیواد د ښځو پر وړاندی تاوتریخوالی دوام لري؛ تر اوسه د ډیرو دغو جنایتونو او زړهبوږنونکو پیښو څخه ډیر لږ رسنیو ته لاره موندلی ده. دغه کیسې داسی له درده ډکې دی چی د هر باشرفه انسان زړه او وجدان په درد راولی خو د غنی او عبدالله او د هغو د ډلې وجدان هیڅکله هم نه.
له دغو زړهبوږنونکو پیښو څخه یوه د مروې او د هغې لس کلنې خور کیسه ده چی د ننګرهار ولایت د خیوې اوسیدونکی دي. مروې درې میاشتې وړاندی د خدایرام چی د ګلکریم مرستیال او د حضرت علی او جمعیت اسلامی له قومندانانو څخه دی له ورور سره واده وکړ. د واده په شپه د مروې میړه دعوی کوی چی هغه باکره نده او له خدایرام سره یوځای، مروه او د هغې ترور په هماغه شپه وهي او ټکوي. وروسته د مروې لاسونه او پښې په پړي تړي او د پلار کور ته یی لیږي. خدایرام چی د خیوې له جنایتکارانو څخه دی او د حضرت علی او د هغه ځوی احمد علی په ملاتړ د سیمې واکمن دی، هماغه شپه د سیمیزو پولیسو قومندان حاجی اکرم ته زنګ وهی او له دری رنجر موټرو سره د نادر پر کور برید کوی او د مروې د مور او پلار له وهلو ټکولو وروسته د هغې لس کلنه خور چی له ویرې په تنور چی پټه شوی وه له ځانه سره بیایی او د خدایرام ورور ته یی په نکاح کوي.
در کشور ما اعمال جنایت علیه زنان کماکان بیداد دارد؛ تا کنون از بیشمار موارد جنایت و شناعت فقط تعدادی اندک به رسانهها درز کرده است. این قصهها چنان استخوانسوز اند که قلب و وجدان هر انسان باشرف را به درد میآرد لیکن وجدان غنی و عبدالله و دم و دستگاه مافیایی آنان را هرگز.
یکی از این درد نامههای جانگداز داستان مروه و خواهر ده سالهاش از ولسوالی خیوه ولایت ننگرهار میباشد. مروه سه ماه قبل با برادر خدایرام معاون گلکریم از جهادیهای مربوط به حضرت علی و جمعیت اسلامی ازدواج کرد. در شب عروسی شوهر مروه ادعا میکند که او باکره نیست و با همدستی خدایرام، مروه و عمهاش را که شب همانجا بود بشدت لت و کوب میکنند. بعدا دست و پای مروه را با ریسمان بسته و به خانه پدرش نادر میفرستند. خدایرام که از جنایتسالاران خیوه است و به کمک و حمایت حضرت علی و پسرش احمد علی حاکم بلامنازع محل میباشد، همان شب به حاجی اکرم قومندان پلیس محلی زنگ زده با سه موتر رنجر پلیس به خانه نادر حمله کرده و پس از لت و کوب پدر و مادر مروه خواهر ده سالهاش را که از ترس در تنور پنهان شده بود با خود برده و به نکاح برادر خدایرام درمیآورند.
۱۵سال قبل امریکا و متحدانش زیر نام «جنگ علیه تروریزم» مردم بیدفاع و مظلوم ما را مورد بمباران قرار داد. بدون شک اشغال نظامی امریکا صفحه جدیدی از درد، رنج و سیاهروزی را به روی ملت ما گشود و افغانستان در ورطهی گند بنیادگرایی، زنستیزی، فساد، ناامنی، فقر، بیکاری، تولید و قاچاق مواد مخدر، غارت داشتههای ملی، مداخلات کشورهای منطقه و هزار و یک مصیبت دیگر غرق ماند.
در همان آوان که وحوش طالبی زیر ضربات «بی۵۲»های امریکایی فرار کردند و جنایتپیشگان جهادی نصب شده بر سرنیزههای سی.آی.ای. وارد کابل شدند، «راوا» پیشبینیّهایی نمود که امروز بعد از یک و نیم دهه صحت آنّها را مردم ما با صراحت مشاهده میکنند. ما طی درخواست عنوانی سازمان ملل در ۱۳نوامبر ۲۰۰۱ اظهار داشتیم: «عقبنشینی تروریستان طالبی از کابل میتواند یک تحول مثبت باشد اما ورود غارتگران و متجاوزان اتئلاف شمال به شهر خبر وحشتناک و تکاندهنده برای دو میلیون ساکنان کابل که هنوز زخمیهای ناشی از سالهای ۱۹۹۲ الی ۱۹۹۶ آنان التیام نیافته است، میباشد.» یک سال بعد از ۱۱ سپتامبر «راوا» طی اعلامیهای به تاریخ ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۲ ابراز داشت: «کلهپز برخاست، سگ جایش نشست!، امریکا به جای تروریستهای طالبی تروریستهای جهادی "ائتلاف شمال" را بر مسند قدرت نشاند.» این خیانت امریکا در برابر مردم افغانستان در کنار حمایت چهل سالهاش از بنیادگرایان افغانی نابخشودنی است.



