
افغانستان «دوزخی» ساخته شده به دست امریکا و غرب هر روز در آتش ستم تازهای شعله میکشد. در این سرزمین هنوز زخم فرخنده التیام نیافته بود که فرخنده دیگری قربانی فرهنگ زنستیز و فاشیزم مذهبی طالبان و حامیان مالی شان شد؛ دشمنی طالبان با زنان و حذف شان از همه عرصههای زندگی هر روز ابعاد گستردهتری مییابد؛ درهزنی و قصاص مشغله روزانهی طالبان خونخوار گشته است؛ دختران و پسران جوان زیر بار فقر کشنده، بیکاری، فشار روانی، توهین و خشونت، محرومیت از کار و تحصیل دست به خودکشی میزنند و هزاران رنج دیگر این کشور را به زندانی بدل کرده که مردمش هر لحظه در آن خُرد و خمیر میشوند. جامعه ما را چنان انزجار و تنفر عمیق علیه سلطه قرونوسطایی طالبان فرا گرفته است که به جرقهای نیاز دارد تا توفان خشم مردم فوران نماید.
در حالیکه زنان افغانستان با تن زخمی و نیمجان زیر سُمهای جلادان طالبی پامال میشوند، حامیان و باداران خارجی شان که داد از «حقوق بشر»، «دموکراسی» و «حقوق زن» میزدند نهتنها در برابر این ستم آشکار خاموش ماندهاند بلکه با وقاحتی کمنظیر این جنایتکاران را پشتیبانی کرده بوجیهای دالر برای شان ارسال میکنند؛ سفارت و قونسلگری تحویلشان داده و با فرش سرخ از قاتلان مردم ما پذیرایی میکنند. این خیانت آشکار قدرتهای امپریالیستی به مردم ما و نسلکشی و فاشیزم هولناک شان در همدستی با صهیونیستها در غزه برای هزارمین بار ثابت ساخت که برای این دژخیمان بشریت، «حقوق بشر» فقط حربهای برای به دام انداختن ملتهای دیگر است و خود شان این ارزش انسانی را به شیوههای هیتلری به تمسخر میگیرند.
ما به مثابه یک تشکل سیاسی بارها بر این اصل تاکید کردهایم که عدالت، آزادی، دموکراسی و حقوق بشر نه با عذر و زاری به دست میآید و نه تحفهای است که از سوی کشورهای غارتگر و اشغالگر به ما داده شود. به دست آوردن این ارزشها و پایدار ماندن آن تنها از راه آگاهی، تشکلیابی و مبارزه ستمکشان دست یافتنی است. «آزادی» و «حقوق بشر» کاغذی و دروغینی که طی بیست سال اشغال از سوی امریکا و غلامان افغانش تبلیغ میشد، دیدیم که چگونه یکشبه باد هوا شد و افغانستان را دو دسته به گروه وحشی دستپرورده شان تحویل دادند. امپریالیزم و بنیادگرایی دو روی یک سکهاند و در صد سال گذشته بارها شاهد بودیم که کشورهای استیلاگر بهویژه امریکا در برابر دولتها، سازمانها و تشکلهای مترقی و چپ از این حربه استفاده کرده و از دشمنان آزادی و عدالت پشتیبانی نمودهاند.
پس از اینهمه خیانت و جنایت هنوز هم طمع امریکا و غرب از افغانستان قطع نشده است. به همین منظور نوکران جهادی و تکنوکراتهای فراری و زنانی خود فروخته و خاین به حقوق زن و زینتالمجلس هر روز زیر نامهای مختلف از نهادهای بدنام و خونریز مدال دریافت میکنند و برایشان تبلیغ میشود تا در حکومت دستنشانده و پوشالی آینده همچون گذشته از منافع آنان پاسداری کنند. مردم افغانستان باید هوشیار باشند تا فریب شعارهای قومی را که از سوی میهنفروشان غربنشین بطور بیشرمانهای برای کسب وجهه سر داده میشوند نخورند و متحدانه این عناصر مزدور و عوامل بیگانگان را طرد کنند. این شعارهای خاینانه تجزیهطلبانه تنها به تحکیم حاکمیت خون و خیانت طالبی میانجامد و هیچ دردی از هزاران درد مردم ستمدیده و رنجکشیده ما را درمان نمیکند.
در همین حال زنان مبارز و پیشرو ما نگذارند دستاوردهایشان توسط چند زن معاملهگر و لابیگر طالبان و جهادیان چون ناهید فرید، شکریه بارکزی، فوزیه کوفی، منیژه باختری، نرگس نهان، شهرزاد اکبر، اصیلا وردک، سیما سمر، حبیبه سرابی، شینکی کروخیل و سایر گدیگکهای غرب به یغما برده شود. برای رسیدن به پیروزی لازم است این خاینان به نام زن را از صفوف خود راند و چهره واقعی و کثیف شان را برملا ساخت.
«جمعیت انقلابی زنان افغانستان» (راوا) بر این باور است که عمر گروههای مزدور و ارتجاعی دراز نیست و نمیتوانند همیشه سوار بر سرپنجه باداران خارجی خویش به سلطه ننگین خود ادامه دهند. ازاینرو این وظیفه ماست که با الهام از مقاومت حماسی و قهرمانانه خلق غزه پوزه غلامان امریکا، پاکستان، عربستان، ایران، ترکیه و قطر را به خاک بمالیم و با کسب آزادی، عدالت و دموکراسی استوار بر سکیولاریزم بتوانیم به حقوق انسانی خود دست یابیم.
«جمعیت انقلابی زنان افغانستان» (راوا)
۱۹ قوس ۱۴۰۴ (۱۰ دسامبر ۲۰۲۵)