تروریزم اخوان و بخصوص حزب گلبدین از گذشتهها تا حال یك نوع شیوه تفكر و برخوردی را بین افراد و نیروهای سیاسی وطن ما رایج كرده كه به زبان سیاسی آنرا اپورتونیزم و سازشكاری مینامند ولی به زبان عوام به آن جبن و ترس میگویند. ما همواره متذكر شدهایم كه تا زمانیكه حزب گلبدین و همفكرانش احساس نكنند كه نیروهای سیاسی ضد بنیادگرایی مشت آنها را با مشتی كوبندهتر پاسخ خواهند داد، كماكان از منطق زور و ترور حركت كرده و هارتر و لجام گسیختهتر خواهند شد. ما بر آنیم كه یكی از علل مهم این همه جنایت پیشگیهای حزب گلبدین همانا برخورد پرترس و سازشكارانه طرفهای دیگر مقابل آن بوده است. از جانب دیگر برخورد فرصتطلبانه و جبونانه با اینها، در نظر و عمل از سوی تشكلها و عناصر سیاسی ظاهراً ضد بنیادگرایی، به این نقطه نظر ارتجاعی و ضد ملی میانجامد كه مثلاً گلبدین را باید جدا از فاشیزم و تروریزم او دیده و به او به مثابه شخص و حزبی عادی سوای افشای خیانتها و جنایاتش برخورد داشت.
«پیام زن» افتخار دارد كه در حد امكان به این مسئله اساسی جنبش آزادیخواهانه ما پرداخته، هیچگاه آنرا بدست «فراموشی» نسپرده و مبارزه قاطع، سازشناپذیر و پیگیر علیه بنیادگرایان تروریست را پیوسته معیار ملی، آزادیخواه و دموكرات اصیل بودن دانسته است.
ما در حالیكه خوانندگان را به مطالعه مطالب «افغان ملت و مجددی...» در همین شماره فرا میخوانیم، به چند نمونه دیگر از موضع پر ترس و لرز و بیشهامتی مقابل گلبدین و اخوان اشاره میكنیم:
