پس از برگزاری هشتمین سال یادبود شهید مینا، تنی چند از شركتكنندگان ما را درباره پیام آقای بشارت مورد سوال قرار دادند و «پیام زن» هم لااقل دو نامه دریافت كرد كه یكی از آنها را انتشار داد. مسئلهای را كه اغلب دوستان مطرح میكردند این بود كه آقای بشارت میتواند چنان نظریاتی داشته باشد و آنرا تبلیغ هم كند ولی چرا «جمعیت انقلابی زنان افغانستان» اجازه دهد یكچنان پیامی مملو از توهین به اسلام از تریبون آن خوانده شود؛ چرا به آن پیام فیالمجلس برخورد نشده، و انتقاداتی از اینگونه.
مـا در پاسخ به نامه خوانندهای به اسم رقیه، نكاتی را روشن نمودیم و فكر كردیم مسئله به همینجا خاتمه مییابد و نباید آنرا بزرگ ساخت.
![مکتوب فدراسيون به راوا]()
مکتوب فدراسيون به «راوا»
لیكن خلاف خواست ما دو قضیه دیگر (دیدار با نمایندگان آقای بشارت و انتشار نوشته او در همبستگی ۶۳) درك ما را از «حزب» و «شورا»ی آقای بشارت تعمیق بخشید و هم فهمیدیم كه اشتباه میكردیم مسئله آنقدر هم كم اهمیت نیست: ما با تشكلی روبرو هستیم كه ولو دلپذیرترین الفاظ را برای مردم افغانستان و كل بشریت بزبان آرد و جز به خوشبختی آنان نیندیشد، متأسفانه پای چنان خیانتكارانی را در درونش باز گذاشته كه ادامه ارتباط نزدیك ما یا هر سازمان ضد میهنفروشان پرچمی و خلقی را با آن سخت قابل تأمل میسازد.
هنوز فكر آلوده شدن سازمان آقای بشارت توسط خلقیهای وطنی آزارمان میداد كه «همبستگی» (شماره ۶۳ اپریل ۱۹۹۶) را در اگست ۹۶ دریافت كردیم و ملتفت شدیم كه كار سازمان ایشان در چپنمایی خلاصه نمیشود بلكه مداخله در امور سازمانهای دیگر را هم رسماً و علناً از وظایف «انترناسیونالیستی»اش میشمرد.
با آنكه لاشخواران بنیادگرا بر تن پاره پارهی افغانستان پنجه افكنده و میخواهند تا آخرین قطرهی خونش را بمكند، و با آنكه در ایران قریب ۲۰ سالاست كه پدران این لاشخواران جان مردم آن سرزمین را برلب رسانیدهاند و بنابرین بر هر سازمان و فرد جدی است كه پیكان اصلی مبارزه را فقط بر ضد فاشیست های دینی متوجه سازد، اما بخاطر رفع ابهامی نزد خوانندگان ایرانی یا افغانی، با احساس تأسف ناچار به نكاتی از نوشته فوق میپردازیم.
«فدراسیون» و میهنفروشان