«کاگب در افغانستان» نام یک رساله پژوهشی و اکادمیک است که تحت نظر هشت پروفیسور از پوهنتونهای مختلف امریکا و توسط مرکز جهانی ویدرو ولسن، برای دانشمندان تهیه و به چاپ رسیده است. این رساله تحقیقی بر مبنای یاداشتها، اسناد و مدارکی که توسط واسیلی میتروخین یک کارمند ارشد اسبق کاگب که مسوولیت آرشیف و نگهداری اسناد را در مرکز گاگب در مسکو به عهده داشته، تهیه شده است. واسیلی میتروخین در سال ۱۹۹۲ با شش بکس اسناد محرم کاگب به لندن پناهنده شد و در سال ۱۹۹۹ کتابی را هم تحت عنوان «شمشیر و سپر: آرشیف میتروخین و تاریخ محرمانه کاگب» به چاپ رساند. لازم به تذکر است که آقای میتروخین در زمان فعالیتش در کاگب نیز یک کاپی از اسناد و معلوماتهای محرم را به سازمانهای استخباراتی غربی میفرستاده که این مطلب را خود در کتابش اعتراف کرده است.
Deprecated: preg_match(): Passing null to parameter #2 ($subject) of type string is deprecated in /data/1/6/145/45/6960534/user/7942173/htdocs/pz/plugins/content/jw_allvideos/jw_allvideos.php on line 100
بهمن کشن آبادی نام در «مشت بسته هزار دینار» براساس تقسیم وظیفه پرسشهایی متفاوت را از میرهزار مطرح کرده که پاسخ به آنها جز دلگیری طولانی شدن، ضرری ندارد.
او خود را خصم «راوا» نه بلکه «منتقد» آن نامیده و میخواهد بپذیریم که «انتقاد»های او از طینت بد یا ملهم از مخاصمان بنیادگرای «راوا» نیست و فقط به مثابه یک «جوینده حقیقت» به خود حق میدهد خاص از برای خدا بداند که:
«آیا این یک سازمان واقعاً سیاسی به معنای متعارف افغانی آن است؟»
حامد کرزی که قبل از ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ یک چهره ناشناخته برای مردم افغانستان بود، در اصل یکی از مهرههای قابل اعتماد دولت امریکا و اهرام قدرت جهانی در سه دهه اخیر تاریخ افغانستان بشمار میرود. حامد کرزی به نسلی از خادمان «مدرن» امریکا و متحدینش تعلق دارد که به قول یکی از کارمندان عالی رتبه سیا در دهه ۸۰ میلادی، «در اولین ملاقات با افرادی مانند کرزی و مسعودخلیلی، ما (امریکایی ها) میدانستیم که اینها چهرههای "مدرن" جامعه قبیلوی افغانستان هستند و به عوض جنگ با یک کلاشینکوف بر ضد روسها در کوههای افغانستان، در راه منافع مان در کاخهای سیاست، بهتر و خوبتر خدمت خواهند کرد.»(۱)
چنانچه در مطلب «بانو عطامحمدی، نمیخواهم بشناسیم!» متذکر شدهایم در کتاب لطیفه «سیمای ممنوع من»، چیز با ارزشی از دید مردم افغانستان وجود ندارد زیرا در آن تنها به شقاوت، ستمکاری و جهالت طالبان تکیه شده و در مقابل با بیشرمی حیرتانگیزی از «ائتلاف شمال» و مخصوصاً «قهرمان ملی» به عنوان «قومندانان» و «رهبران» فرشتهصفتی نام برده شده که از کابل در برابر گلبدین دفاع میکردند و جز این، عمل خلافی انجام نمیدادند!
دربارهی جواب محمود نکتهدان به گلشنیار فحاش سایت خاوران
محمود نکتهدان مثل هر همکشور ضد جنایتکاران بنیادگرا دلش سوخته که در این شرایطی که مردم ما به علت حاکمیت مهاجمان امریکایی و رژیم دست نشاندهی بنیادگرا و جاسوس پیشگان شان، چرا برخی از به اصطلاح «دانشگاهیان» ما، شب و روز درباره ضرورت به کارگیری زبان نوشتاری در ایران، در کشوری حرافی و مقاله پردازی مینمایند که در مناطقی مردمش از گرسنگی و بینوایی کودکان شان را میفروشند. ننگی سیاه بر پیشانی امریکا، دولت دست نشاندهاش و کلیه روشنفکران خودفروختهای که راه سازش با نظام موجود را در وابستگی با امریکا، ایران و پاکستان در پیش گرفته اند. و بدین ترتیب در پاسخ به یکی از ایران پرستهای سایت رسوای خاوران مطلبی زیر عنوان «تقدیم به آقای گلشنیار نویسنده فحاش سایت خاوران» پدید آورده است.
- زویا فرزند قهرمان مردم روسیه
- زاهدهانصاری با پولهای سفارت کجا گریخته است؟
- صهیونیزم، امریکانیزم و باراک اوباما
- روشنفکران افشاگر دولت امریکا و روشنفکران جیرهخوار سیآیای
- در مورد «قانون احوال شخصیه»
- داکتر ذاکر نایک مدافع طالبان
- صبغتالله مجددی با همترازان مرتجع تبتی وهندیاش
- مردم آزادیخواه ایران تومار نظام جنایتکار اسلامی را برچیدنی اند
- حامد کرزی، حامی متجاوزان و خاینان
- سپنتا، ایدیالیزم دولتی، و دموکراسی بازار آزاد
- یوسف پشتون تفاش را پس لیسید!
- سکوت مقابل سرجنایتکاران و سگهای شان، اثبات ارتجاعی و سرکاری بودن مطبوعات وطنی
- مرگ ظاهرشاه و لکهای به نام مصطفی ظاهر
- سپنتا، نیلوفری در لجنزار یا مرتدی دنبل دار؟
- خنازیریان(١) خادی ـ جهادی و محاکمهی جنایتکاران